زندگی زنبور عسل

زندگی زنبور عسل

نی زار: مطالب ادامه دار ذیل یادداشتی از ایشان درباره زندگی یکی از محدود حشرات اجتماعی طبیعت می باشد که حاوی مطالب جالب و خواندنی و اطلاعات بکری برای افراد غیر متخصص و علاقه مند می باشد. این مطالب برگرفته از تحقیقات و مطالعات پروفسور کارل فون فریش برنده جایزه نوبل می باشد. که در قسمت اول این مطلب را درخصوص زندگی زنبور عسل تعریف عسل را مطالعه میکنیم ودرقسمتهای بعدی نحوه ساختن عسل و…

زندگی زنبور عسل:

زندگی زنبور عسل همانند جاده های زیبا و سرسبز شمال ایران می ماند که هر چه جلوتر می رویم به مناظر طبیعی و زیباتری بر می خوریم لذا این مطالب را تا انتها دنبال کنید و لذت ببرید.

از روزی که بشر مزه شیرین و دلچسب عسل را چشید، که آن روز نامعلوم است ولی از آثار تاریخی باقیمانده در جای جای جهان چنین بر می آید که مصریها در پنج هزار سال قبل زنبور را به تعبیری اهلی کرده اند و در آرامگاه های فرعون ها نیز عسل مشاهده شده است، از آن زمان تا اواسط قرن نوزدهم تغییری در زندگی این حشره ایجاد نشده است یعنی زندگی در جنگلها و در داخل تنه درختان بدون امکان جابجایی و امکان بررسی درون کندو (کندو به محل زندگی جمعیت زنبور عسل گفته می شود) زندگی زنبور عسل برای بشر آنقدر دارای اهمیت است که دانشمندان بزرگ و زیادی در سراسر دنیا و در آزمایشگاه های بسیار معتبر سالهاست مشغول تحقیق و مطالعه آن هستند و پروفسور کارل فون فریش کسی بود که طرز حرف زدن زنبور عسل را کشف کرد.

برای فهم بهتر مطلب لازم است ابتدا کمی درباره حشرات بدانیم: حشرات وسیع ترین رده حیوانی در کره زمین از نظر تعداد، پراکندگی و شرایط زندگی هستند بطوریکه از حدود یک میلیون و دویست هزار گونه جانوری شناسایی شده در طبیعت، حدود یک میلیون آنها حشره هستند. حشرات در دماهای زیر صفر درجه قطب و یا در دمای بالای شصت درجه در کویر و حتی در چشمه  های آب گرم، در چاه های نفت، در قله کوههای بلند و هر کجا که فکرش را بکنید زندگی می کنند. از نظر ساختمان بدنی هر حشره بدنش از سه بخش سر و سینه و شکم تشکیل شده است که در سر یک جفت شاخک و یک جفت چشم وجود دارد و سینه حامل سه جفت پا در سطح زیرین و دو جفت و گاهی یک جفت بال در سطح بالایی آن وجود دارد، شکم نیز از حلقه هایی تشکیل شده و دستگاههای مختلف بدن در درون آن جای دارند.

زنبور عسل:

زنبور عسل از محدود حشرات اجتماعی است که به تنهایی و خارج از مجموعه خودش امکان زندگی کردن ندارد. بسیاری از حشرات مثل پروانه ها، پشه ها و مگس های خانگی فقط هنگام جفتگیری، مدت کمی نر و ماده شان با هم می مانند و بلافاصله پس از جفت گیری برای همیشه از یکدیگر جدا می گردند و حشره ماده هم پس از مدتی تخم هایش را در محلی که غذای کافی برای لاروها (نوزاد حشرات) وجود داشته باشد می گذارد و لاروهای از تخم خارج شده هم غذای موجود در اطراف خود را می خورند تا رشد نمایند ومی بینیم که حشره ماده هم پس از گذاشتن تخم ها دیگر کاری به کار تخم ها و لاروها ندارد و حتی بیشتر مواقع پیش از آنکه لارو ها سر از تخم بیرون آورند خودش میمیرد .اگر ما یک کندو رابررسی کنیم بطور متوسط در هرکندو بین چهل هزار الی هفتاد هزار زنبور عسل زندگی می کنند واین معادل جمعیت یک شهر متوسط است البته بدون در نظر گرفتن تخم ها ولارو ها در نگاه اول خواهیم دید که همه زنبور های بالغ شبیه هم هستند وبدن هر زنبور مانند بدن سایر حشرات از سه قسمت سر ،سینه وشکم تشکیل شده است وتنها یکی از زنبور ها دارای شکمی بلند تر از دیگران است که معروف به ملکه می باشد که البته وجود کلیه جمعیت کندو به وجود ملکه بستگی  کامل دارد زیرا که ملکه تنها زنبور ماده کامل شهر زنبور هاست وملکه است که به تنهایی مادر وزاینده تمام زنبور های جمعیت عظیم داخل کندو می باشد .وغیراز ملکه تعدادنسبتا  زیادی از زنبورها هم چاق تراز بقیه
می باشند ومخصوصا چشم هایشان بزرگتر از بقیه می باشند، اینها زنبور های نر هستند که البته تنها در بهار و اوایل تابستان در کندو دیده می شوند وتنها جهت جفت گیری بکار می آیند. لذا از اواسط تابستان که دیگر جفت گیری ملکه های نوزاد دیگر صورت نمی گیرد به وسیله زنبور های کارگر که همه ماده هستند ولی بارور نمی شوند به زور از کندو بیرون رانده می شوند تا بمیرند چونکه وجودشان دیگر ارزشی ندارد .همنطور که گفتیم بقیه زنبور های کندو را کار گران تشکیل می دهند ، کارگران باوجود ماده بودن تخم نمی گذارند ونمی توانند بگذارند زیرا برخلاف ملکه که قدرت وامکان تخم گذاری بسیار زیادی دارد کارگران زنبور عسل دارای چنین قدرتی نیستند چرا که دستگاه تناسلی آنها ناقص بوده وجفتگیری برایشان ممکن نیست پس تا اینجا فهمیدیم که در یک کندو سه گونه زنبور زندگی می کنند. اول ملکه که کارش تخم گذاری و تولید نوزاد است وبرای همیشه در کندو می ماند و دوم نرها که وظیفه آنها دربهار و اوایل تابستان جفت گیری با ملکه است وهمچنین گروه سوم کارگر ها هستند که همه ماده اند ولی فاقد توانایی باروری ووظایف گوناگونی را درکندو برعهده دارند که از جمله  کار پرستاری ازکودکان یعنی همان لارو ها، بطوریکه بعد از خروج نوزاد از تخم کارگر ها آن ها راتغذیه و پرورش می دهند نظافت داخل کندو نیز به عهده عده ای از کارگران است و همچنین تعدادی دیگر از کارگران مسئول حمل آشغال ها و جسد مردگان به خارج از کندو هستند، دسته ای وظایف ساختمانی را به کمک مومها به عهده دارند و گروهی هم متصدی گرم و یکنواخت نگه داشتن دمای هوای داخل کندو می باشند وعده ای از کارگران سربازان جمعیت بوده ودر مقابل دشمنان خارجی به دفاع می پردازند ووظیفه تقسیم مواد غذایی رانیز عده ای دیگر بر عهده دارند  ، در هیچ یک از این کارها ملکه وزنبور های نر شرکت نمی کنند.

خانه زنبور عسل:

همانطور که گفتیم نام خانه زنبور عسل کندو است .به صورت یک جعبه تخته ای و یا پلاستیکی سروته بسته است که در قسمت جلو شکافی بنام سوراخ پرواز دارد این سوراخ تنها راه ورود وخروج زنبور هاست ،اما در قدیم زندگی زنبور عسل درتنه درختان ودر جنگل ها بوده است وامروزه نیز جمعیت هایی بدین صورت زندگی می کنند، تنه درخت محافظ قسمت بیرونی خانه های زنبور عسل هستند و قسمت داخلی خانه هایشان را خود باموم به صورت شان ها می سازند، بدی کندو های  این چنینی با قاب های غیر متحرک در عدم دسترسی به قسمت های داخلی آن هاست که در نتیجه در موقع لزوم کنترل داخلی کندو نا ممکن و کمک به جمعیت زنبور ها نا میسر است . اما در کندو های جدید قسمت های داخلی به راحتی قابل بازدید می باشند، چون تک تک قاب ها را می توان به آسانی از کندو بیرون آورده باچشم نگاه وبررسی نموده واز نواقص آن ها دقیقا آگاه شد. یکی دیگر از امتیازات کندوهای جدید که متحرک هستند این است که زمانی که گل ها دریک منطقه دراطراف کندو های جعبه ای تمام شدند می توان آن ها را به نقطه ای دیگر که گل های فراوان دارد حتی از استانی به استانی دیگر منتقل کرد . زنبور ها داخل قاب ها شان ها را
می سازند، شان ها از ماده ای به نام موم ساخته می شوند که از تولیدات بدن خود زنبور است و موم زنبور عسل از لحاظ ساختمانی شبیه چربی ها است . هر شان از هزاران حفره کوچک مومی بنام سلول تشکیل می گردد .تعدادی از این سلول ها گهواره بچه های زنبورند وتعداد دیگر انبار آذوقه شان. یکی از نکات قابل تامل ساختمان سلول هاست، هرسلول از دیواره های شش ضلعی ساخته شده است که زنبور ها برای ساختن آن ها محاسبات مهندسی جالبی انجام داده اند به طوری که اگر این سلول ها را ۵ ضلعی یا ۸ضلعی، دایره ای و یا هر فرم دیگری می ساختند حجم و موم زیاد تری احتیاج داشتند و به زبان دیگر، درواحد سطح تعداد سلول ها کمتر و مقدار موم مصرف شده بیشتر می شد، چون هر سلول دیواره مربوط به خودش را باید داشته باشد و این در ساختمان شان ها مصرف موم را بالا می برد. درصورتیکه در سلول های ۶ضلعی هر دوسلول مجاور همیشه یک دیوار مشترک داشته و درنتیجه برای ساختن آن ها به موم کمتری نیاز است. درسلول های ۳ضلعی و ۴ضلعی هم دیوارها مشترکند و گواین که درصورت تساوی عمق سلول ها مقدار مومی که می توانند ذخیره نمایند معادل ۶ضلعی است ولی ۶ضلعی کوچک ترین محیط را در واحد سطح دارد که در نتیجه باز هم مقدار مومی که برای ساختنش به کار می رود کم تر از مقداری است که برای سلول های ۳یا۴ضلعی مصرف می گردد وازاین گذسته، لاروها ی استوانه ای شکل درداخل سلول های شش ضلعی راحت تر می تدانند رشد نمایند تا درسلول های ۳یا۴ضلعی بنا بر این زنبور عسل با انتخاب فرم شش ضلعی از کم مصرف ترین و بهترین فرم قابل تصور برای ساختن سلول هایش استفاده نموده است .

تغذیه جمعیت زنبورعسل:

به طور کلی همه موجودات به مواد قندی وچربی برای تولید انرژی وتحرک وگرم کردن بدن نیاز داریم وبرای رشد طبیعی بدن نیز به مواد پروتینی ،زنبور عسل هم مثل همه موجودات زنده به همین دونوع ماده اصلی نیاز دارد واین دو ماده اصلی برای او عسل وگرده گل می باشد .عسل که پراز موادقندی وفاقد مواد پروتیینی است برای تولید انرژی وتحرک وگرمکردن بدن وگرده گل که دارای مواد پروتینی است وضع رشد بدنش را امکان پذیر می نماید .هردونوع غذای نام برده دربالا را زنبورها تنها در گل ها جستجو وپیدا نموده به کندو هایشان حمل می کنند واین کاررادرروزهای بهاری وتابستان که گل ها شکوفه می دهند انجام می دهند تا هم غذای روزانه خود را دریافت کنند وهم برای زمستان که گلی در طبیعت نیست ذخیره داشته باشند.

عسل چیست:

اگر گل شبدری را بچینیم و قسمت انتهایی لوله ای شکل آنرا با احتیاط با دست باز کنیم یک قطره بسیار کوچک وشفاف خواهیم دید که چیزی جز یک قطره آب قند نیست. اغلب گل ها در عمیق ترین نقطه شان چنین قطره ای دارند و گیاه شناسان اسمش را نکتاز گذاشته اند  که همان شهد گل است، معنی نکتاز به یونانی آب حیات است که بوی خوشی دارد وباعث زندگی جاودانی
می گردد. دربعضی از گل ها قطرات نکتاز یاشهد زیرگلبرگ ها یشان به طرزی ترشح میگردد که در دسترس همه حشرات می باشد .به طوری که علاوه بر زنبور عسل پروانه ها و مگس ها و سایر حشرات نیز از آن استفاده می کنند و دربرخی دیگر مثل شبدر وگل های پروانه آسا قطره شهد درانتهای یک لوله درزیر گل برگ ها ترشح می گردد و تنها برای آن عده از حشرات قابل استفاده است که طبیعت برای آن ها عضو ویژه ای برای بهره برداری از این نوع گل ها عطا نموده است مثل خرطوم در زنبور عسل و پروانه که به کمک آن شهد را مکیده به داخل معده شان می فرستند . هنگام پرواز روی گل ها زنبور شهد را به کمک خرطوم مکیده و به داخل معده یا کیسه عسلی اش می فرستد ودر آن جا ذخیره می نماید. هنگام گرسنگی با اندکی فشار به کانال قیفی که رابط بین کیسه عسلی وروده بزرگ است وارد می کند کانال باز می شود و کمی عسل از کیسه عسلی به روده بزرگ میریزد، تنها همین مقدار کم شهد که به داخل روده بزرگ ریخته شده به منظور رفع نیاز بدنش هضم وجذب می شود. قسمت اصلی شهد را زنبور پس از بازگشت به کندو داخل سلول های مومی شان ها می ریزد ودر آن جا ذخیره می کند تا به موقع به وسیله جمعیت خورده شود. پس هنگام بحث وحرف زدن نباید گفت که زنبور، عسل جمع می کند چون این موضوع غلط است. صحیح این است که زنبور شهد را جمع می نماید و از شهد عسل می سازد.

روش ساخته شدن عسل:

آنچه زنبور به کندو می رساند شهد است نه عسل، عسل باید در کندو توسط کارگران ساخته شود. زنبور شهدی را که به کندوآورده بین کارگران تقسیم می نماید. کارگران قطره کوچک شهد را بلعیده دو باره بیرون می آورند و آویزان به خرطومشان در مجاورت هوای نسبتا گرم کندو قرار می دهند تا در مقابل گرما وجریان هوا مقداری از آبش را از دست داده وغلیظ تر گردد. این کار را بارها وبار ها تکرار می نمایند. در آخر عسل رسیده را داخل سلول های، شان مومی به عنوان ذخیره پاییزی و یا زمستانی می گذارند .بدین وسیله از شهد رقیق درمدت چند روز فعالیت عسل غلیظ را می سازند. در جریان این فعل و انفعالات عسل سازی مقداری از ترشحات معدی خود را نیز بدان می افزایند. این ترشحات اثر شیمیایی روی قند ها گذاشته و آنها رابه قند های دیگر که هضمشان ساده تر است تبدیل می نماید. از این ها گذشته به نظر می رسد که یک عده مواد دیگر هم از داخل بدن زنبور عسل ویا از گل ها بر روی عسل اضافه می گردند که ارزش غذایی آنرا بالا می برند. زنبور از شهد شیرین گل ها عسل خوش مزه وخراب نشدنی  را
می سازد که بو و عطرش درست عطر همان گلی است که شهد از رویش جمع شده، بنا بر این تولید کننده واقعی عسل گل ها هستند. مقدار شهدی را که زنبور عسل در هر پرواز به کندو حمل می کند خیلی کم است چون کیسه عسلی اش (معده) که شهد در داخل آن جمع و حمل می گردد. فقط کمی بزرگتر از سر یک سنجاق است. هرگاه زنبور بخواهد یک انگشتانه را از شهد پر نماید باید ۶۰۰ بار معده یا کیسه عسلیش را با شهد پر کرده بداخل انگشتانه بریزد. وبرای این که یک بار معده کوچکش را با شهد پر کند باید شهد موجود در ۱۰۰۰الی ۱۵۰۰گل راجمع نماید. فقط با درنظر گرفتن این محاسبات واندازه هاست که وقتی می بینیم جمعیتی در یک روز یک کیلو عسل به کندو آورد می توانیم درک نمائیم که جمعیت مزبور درآن روز چه فعالیت عظیمی انجام داده است وکسی که با صبحانه یک قاشق چای خوری عسل را می خورد نمی داند که چه فعالیت بزرگ زنبورها را یک جا قورت داده است.

گرده گل وحمل آن به کندو :

دیدن گرده گل خیلی آسان تر از دیدن شهدش می باشد که درزیر و ته گل برگ ها پنهان است. گرده گل که گیاه شناسان آنرا پولن می نامند روی پرچم قرار دارد. تعداد گرده ها در رو وداخل هر پرچم زیاد بوده وهرگاه انگشت رارویشان بکشید از گرده پوشیده می شود .زنبور عسل گرده مورد نیازش راازروی همین پرچم ها جمع می کند . زنبوری که گرده جمع می کند با زنبوری که شهد میآورد فرق دارد جمع کردن گرده گل هم کار مشکلی است . زنبور برای جمع کردن گرده گل آنرا مثل شهد قورت نمی دهد بلکه آن ها را به صورت توده های فشرده ای درآورده به سمت خارجی عقب ترین پاهایش می فرستدوبه آن جا می چسباند .پای زنبور عسل مثل سایر حشرات از چند قطعه مفصل شده به یک دیگر تشکیل می گردد ،که مهم ترین شانرعبارتند از :ران،ساق پا وکف پا .عقب ترین پا در حمل گرده گل وظیفه مخصوصی راعهده دار است ودر آن اولین قسمت از کف خیلی بزرگ تر از سایرقسمت ها شده و قسمت داخلی آن را موهایی به شکل برس پوشانیده اند وموضوع مهم این که در آن یک قسمت صاف پا یک فرو رفتگی وجود دارد که آن را سبد می نامند .چون زنبور ها توده های فشرده گرده گل راداخل همین سبد یا فرو رفتگی به کندو حمل می نمایند .بدین صورت که آن زنبوری که وظیفه اش جمع آوری گرده گل است قبل از خروج از کندو کمی عسل از شان وسلول های پر از عسل آن برداشته آن را داخل کیسه عسلیش ذخیره می کند ،آن گاه به سمت گل ها پرواز نموده مستقیما روی آن خارج شود پرچم هایش می نشیند وسپس با آرواره ها وپاهای جلوگرده ها راکه از کیسه گرده بیرون ریخته وروی پرچم آن قرار دارند خراشیده وبه سرعت وتردستی زیر بدنش می برد وباعسلی کهقبل از پرواز برداشته بود آن را مرطوب وچسبناک می کند .اگر گرده گل زیاد باشد مقداری از آن خود به خود به موهای بدن زنبور هم می چسبد . درست مثل این که آرد رویش پاشیده باشند  وهنگام پرواز به سمت گل بعدی با بر  س  های پا های عقبی گرده هارا ازروی موهایش برس زده آن گاه با یک فشار ماهرانه کف پا آن را به داخل سبد پای دیگر راهنمایی می کند .این عمل آن قدر تکرار می گردد تا در هر سبد به اندازه کافی گرده گل جمع شده باشد .پس از بازگشت به کندو آن ها را به داخل یک سلول از پاهایش جدا می کندوبه زودی یک زنبور دیگر از زنبور های خیلی جوان آن را با سر به داخل سلول می راند وبا فشار  سر آنرا به ته سلول می چسباند ،این کار را  آن قدر ادامه می دهد تا همه گرده حمل شده به بقیه گرده ها که قبلا به آن جا حمل شده بودند خوب بچسبد وهم اینکه تمام هوای موجود درخلل وفرج گرده ها از آن خارج شود تا فاسد نگردد ، در این سلول ها هرگز گرده گلر  را  باعسل مخلوط نمی کنند ،بلکه همیشه هرکدام رادرسلولی جداگانه انبار می نمایند .

رابطه زنبور عسل وگیاهان:

گو این که زنبور عسل شهد وگرده گل راازروی گل ها برای تغذیه خود وجمعیتش جمع می کند وگواین که گیاه این دوماده غذایی بسیار خوب رادر اختیار زنبور می گذارد ولی درحقیقت نفع برنده اصلی خود گیاه است. زیرا همان طور که می دانیم گرده عضو نریت گل است وباید برروی مادگی یک گل دیگر از نوع خودش قرار گیرد تا آن گل بارور گردد وبذر تولید کند وچون بیشتر گل ها دگر بارور هستند واین عمل که  گرده افشانی نامیده می شود هنگامی که زنبور مشغول جمع کردن گل شقایق است وقتی که از یک گل به گل دیگرپرواز نموده از گرده های چسبیده به مو های بدنش چند تایی روی کلاله گل شقایق بعدی خود بخود می افتند که تنها یکی از گرده ها تخمک رابارور می کند البته این کار منحصرا وضیفه زنبور هائی که گرده گل جمع می کنند نیست. چه زنبور هایی را که مشغول جمع آوری شهدند نیز نا خود آگاه عین همین کار را انجام می دهند و گل ها را بارور می نمایند . ضمنا علاوه برزنبور عسل عده ای از حشرات دیگر هم به بارور نمودن گل ها می پردازند. ولی معمولا زنبورها مهمترین گرده افشان ها هستند بطوری که اگر زنبور ها نبو دند نه تنها درختان میوه ما ،بلکه علاوه بر آن ها شبدر ها ،باقلا ها وخیار ها وتعداد زیادی از گیاهان دیگر یاهیچ میوه نمی دادند یا اگر هم می دادند مقدارش ناچیز بود .گل ها با ترشح شهد حشرات را به سمت خود جلب می کنند.

تولد ورشدزنبور عسل:

یک ملکه خوب وقوی وجوان قادر است درروزهای بهاری ۱۵۰۰تخم یابیشتر درروز بگذارد. ملکه پیش از گذاشتن تخم نخست باسروشاخک هایش داخل سلول را بررسی وکنترل می نمایدتامطمئن گرددکه خالی وبرای تخم گذاری مناسب است. ملکه درهر سلول تخم گذاری نمی کند بلکه سلول هایی راکه قرار است در آن ها تخم بگذارد قبلا بادقت زیاد انتخاب می نماید .سه روز پس از تخم گذاری ،از تخم کرم سفیدرنگی بیرون می آید که فورا وسیله زنبور های کارگر تغذیه می گردد. این کرم یا لارو(نام نوزاد حشرات) چنان اشتهایی از خود نشان می دهد که شش روزه تمام رشدش راباصرف مقدار فوق العاده زیاد ی از غذا به پایان می رساند .دراین ۶روز وزنش بیش از۵۰۰برابرمی شود درست مثل این که درانسان وزن کودک در۶روز به بیش از ۱۶۰۰کیلو برسد ،پس ازاین ۶روز مرحله بی حرکتی خارجی وظاهری کرم که در آن مدت وی تبدیل به یک زنبور کامل می شود آغاز می گردد، که۱۲روز طول می کشد ومجموعا بعداز ۲۱روز ازمرحله تخم گذاری ازداخل سلول یک زنبور کامل بادست وپا وچشم خارج می شود.مواظبت از نوزادان به هما ۶روز اول رشد محدود نمی گردد چه پس از آن نیز برای ادامه تکامل خود احتیاج به مراقبت های دیگر از جمله نیاز به گرمای مداوم ۳۵ درجه سانتیگراد دارند وبرای ثابت نگه داشتن این دما هزار ها زنبور روی هر ،شان جمع می شوند وبا خوردن مقداری عسل حرارت مورد لزوم را در بدن شان تولید وآن را داخل کندو پخش می نمایند . گرمای تولید شده به وسیله این همه از زنبور ها گرمای داخل کندو را تا۳۵ درجه بالا میبرد .درهوای سرد زنبور ها بیشتر به هم دیگر نزدیک شده وتمام سطح شان ها را خوب می پو شانند تا به لارو هایی که داخل سلول ها قرار دارند به اندازه کافی گرما برسانند ودرهوای خیلی گرم عده ای از زنبور ها به خارج رفته ومقداری آب باخود به کندو حمل می کنند وبا فشار زیاد آن را پف می کنند تا آب به صورت ذرات فوق العاده ریز در داخل کندو پخش گردد .آن گاه روی شان ها ایستاده ومانند باد بزن بال هایشان را به سرعت زیا به حرکت در می آورند .بدون آن که پرواز کنند این کار باعث جریان یافتن هوای داخلی کندو وخروج آن از راه سوراخ پرواز به خارج می گردد که در نتیجه گرمای داخلی کندو پایین می آید .زنبور ها درداخل کندو آنقدر به این کار درداخل کندو ادامه می دهند تا دما به حد مطلوب یعنی ۳۵درجه برسد .تاکنون درباره زنبور عسل بطور عمومی وکلی حرف زدیم واشاره ای هم داشتیم که در هر جمعیت سه نوع زنبور وجود دارند که عبارتند از ملکه،زنبورنروزنبورکارگر،درباره مدت لازم برای این که یک تخم تبدیل به زنبور های کامل گردد ۲۱روز فقط برای زنبور کارگر صادق است .ملکه به۵روزکمتر(۱۶)روزوزنبورنربه ۳روزبیشتر(۲۴)روزنیازدارد. کارگران قادرند ازیک تخم ،یک زنبورکارگر ویایک ملکه بوجود آورند.آن ها کارگران رادرسلول های معمولی تولید می نمایند ولی ملکه را درسلول های دیگر که خیلی بزرگ ترازسلول های کارگران است پرورش می دهند .مهمترین عامل درتبدیل تخم به یک کارگرویایک ملکه نوع غذایی است که لاروهایشان درطول رشد دریافت می دارند .همه لاروهای کارگرانی که تازه از تخم بیرون آمده اند درروزهای اول زندگی باژله رویال یا ژله شاهانه تغذیه می گردند که ماده ای است بسیار مغذی ووسیله غددبزاقی زنبور کارگر ترشح می شود .ژله رویال درزندگی زنبور عسل همان نقشی رادارد که شیر در زندگی پستانداران از جمله انسان .پس ازگذشت چند روز ازسن لاروهای کارگران کم کم گرده گل وعسل نیز به غذایشان اضافه می گردد.امالاروهایی که قرار است تبدیل به ملکه شوند درتمام زندگی تنها باژله شاهانه آن هم به مقدار زیاد تغذیه می شوند .احتمالاکارگران به غذای لارو ملکه ماده دیگری هم به مقدار فوق العاده کم اضافه می نمایند ولی هنوز ازترکیبات این ماده سحر آمیز بی خبریم .از آن جایی که ملکه۴تا۵سال عمرمیکند  ولی سن کارگران از چند هفته یا حداکثر چند ماه تجاوز نمی کند .بشربه این فکر افتاده که طویل تر شدن عمر ملکه شاید در اثر تغذیه باژله رویال باشد .

تعیین جنسیت درزنبور عسل:

ملکه وهمه کارگران از جنس ماده اند .ملکه هنگام تخم گذاری ودر آخرین لحظات قبل از خروج ازتخم از بدنش تصمیم می گیرد که از این تخم در حال زایش یک زنبور نر بوجود آورد یایک زنبور ماده  آن هم به طریق زیر ملکه دراولین هفته زندگییش (پرواز جفتگیری خودراانجام می دهد دراین جفتگیری ((اسپرم)) بدست آمده رادر داخل بدنش در کیسه اسپرم جمع وذخیره می کند .این اسپرم ها می توانندسال های سال زنده بمانند. کیسه اسپرم وسیله کانال بسیار نازک وظریفی بامجرای تخم بر ،که تنها راه عبور تخم ها به خارج ازبدن است ارتباط دارد .به کمک عضلات ظریف ودقیقی ملکه قادر است هنگام عبور تخم از نزدیکی دهانه کانال چند اسپرم را ازراه کانال به اطراف تخم بفرستد .تنها یکی ازاسپرم ها وارد تخم شده وآن را بارور می کند ویا این که اصلا این کار را نمی کند یعنی اسپرم آزاد نمی کند ودرنتیجه تخم بارور نشده ازبدن ملکه خارج می شود ،ازتخم بارورنشده همیشه یک زنبور نر وازتخم بارور شده یک زنبور ماده (کارگر یاملکه ) بوجود می آید.

نرکشی:

همه ساله اوایل بهار وهنوز قبل از ساختن سلول های ملکه، کارگران سلول های زنبوران نر را می سازند، ملکه فوری داخل آن ها تخم نر می گذارد. نرها موجوداتی پرخور، چاق، تنبل وبی شعورند. درجمع آوری مواد غذایی یعنی عسل وگرده اصلا شرکت
نمی کنند، اغلب تا حدی تنبلند که حتی عسل مورد نیازشان را ازداخل سلول های عسلی که زیر پایشان قرار دارند برنمی دارند که بخورند. مغزشان از مغز کارگران وملکه کوچکتر است، تنها دلیل وجودشان بارور کردن ملکه در موقع لزوم است. جفتگیری درهوای آزاد صورت می گیرد ونرها به دنبال ملکه به خارج از کندو پرواز می کنند تا با او جفتگیری کنند. این پرواز را پرواز جفتگیری یا پرواز عروسی می نامند: فصل جفتگیری که تمام شد وازطرفی هم گل وشهد در طبیعت کمیاب شد وضع رفتار کارگران نسبت به نرهای پرخور وتنبل که از این به بعد بی فایده نیز هستند کاملا عوض می شود بدینصورت که کارگران این نر ها را گازگرفته بال هایشان را می شکنند دسته جمعی برروی تکتک شان ریخته لگد مالشان می کنند ودر نهایت آنها را به سمت سوراخ پرواز می کشند تااز کندو بیرون شان کنند. این پدیده درزنبور داذی بنام نرکشی معروف است.

حس بویایی وچشایی در زنبور عسل:

برای زنبور عسل حس های بویایی وبینایی هردو خیلی مهمند .نخستین مرحله زندگی زنبور عسل کارگر درداخل کندوی تاریک می گذرد .دراین مرحله چشم ها به کارش نم خورند تنها حس بویایی وکمی هم حس لامسه راه خود را می تواند پیدا کند .کمی دیر تر یعنی پس از سومین هفته زندگی اش ،هنگامی که درخارج کندو درجستجوی شهد یا گرده گل است حس بینایی برایش در درجه اول قرار می گیرد وبدون چشم ها قادر به انجام هیچکاری نیست چون نمی تواند جهت یابی نموده وبه سمت گل ها پرواز کند وبازگشت به سمت کندو نیز برایش غیر ممکن می گردد.

اهمیت بوی گل ها برای زنبور عسل:

اگردریک مرتع پرگل بودید به زنبور هایی که در آنجا پرواز می کنند دقت کنید (گرجه در سیستان متاسفانه امروزه دیگر چنین مراتعی نداریم ) خواهید دید که زنبور ها مرتب ودائما ازگلی به گلی دیگر پرواز می کنند ولی باکمی دقت ملتفت خواهید شد که این پرواز ها به هیچوجه بی هدف نیستند وطبق قاعده ویژه ای انجام می گیرند . بدین طریق که هر زنبور تنها روی یک نوع گل کار می کند مثلا از یک گل شبدر به یک گل شبدر دیگر پرواز می کند وفقط روی گل های شبدر می نشیند وبه گل های دیگر اصلا توجه ندارد واصطلاحا می گوئیم که زنبور عسل ثابت گل است. البته دریک کندو گروهی اززنبور ها فقط روی گل شبدر کار می کنند ،گروهی هم روی گل هلو وگروه سوم روی گل گیلاس و……..بزرگترین نفع ثابت گلی زنبور عسل نصیب گل ها می گردد چون به کمک زنبور عسل گرده افشانی به بهترین وجه انجام می گیرد. چه زنبور عسل هنگام جمع آوری شهد ناخودآگاه گرده های هرگل را بر روی مادگی همان انتقال داده آن ها را بارور می نماید.

بینی زنبور عسل:

عضو بویایی زنبور ها که اتفاقا درزندگی شان بسیار مهم نیز هست دربهترین نقطه بدن شان یعنی در قسمت جلو ودرشاخک ها قرار دارند اعصاب بویایی ازمغز به داخل همین شاخک ها می روند وشاخک ها نه تنها عضوبویایی بلکه غضو لامسه زنبور عسل نیز هستند وهمین موضوع درآن ها خاصیت عجیبی بوجود آورده است. بدین صورت که زنبور عسل برخلاف ما فقط بابو کردن در آن واحد هم از بو وهم از شکل سلول ها وهم از محتویاتش آگاه می گردد یعنی با بو کردن یک جسم از شکل وابعادش نیز مطلع می گردد. ضمنا حدس دانشمندان بر این است که حشرات چیزی به نام درد را اصلا نمی شناسند.

حس چشایی زنبور عسل:

تعداد مزه هایی را که زنبور عسل می تواند حس کند همان ۴مزه اصلی است که انسان هم آن ها را تشخیص می دهد و عبارتند از شیرینی ،ترشی، تلخی وشوری، مزه شیرینی را همه جانوران حس می کنند ولی قدرت وضعفش درحیوانات مختلف متفاوت است .برخلاف آنچه ممکن است ما تصور کنیم حس چشایی زنبور عسل خیلی کند است وبرای تحریک شدن به مقدار قند خیلی بیشتری احتیاج دارد وطبیعت حس چشایی زنبور عسل را عمدا این چنین خلق نموده تاوی نتواند به این فکر بیفتد که شهد های رقیق و
بی مزه را جمع وبه کندوحمل کند. گیاهان هم از این لحاظ به زنبور عسل کمک نموده وشهد هایی راوسیله گل هایشان ترشح
می نمایند که معمولا بین ۴۰تا۷۰درصدموادقندی دارند.

چشم های زنبور عسل وقدرت دید آن ها:

هر گاه یک تکه کاغذ قرمز و دو تکه کاغذ آبی تهیه کنید و برروی یکی از کاغذهای آبی دوقطره عسل بچکانید زنبور هایی برای بردن عسل می آیند و این کاررا تکرار کنید تازنبورها عادت کنند بعد کاغذ حاوی عسل را بردارید وفقط تکه کاغذ قرمز وآبی فاقد عسل رابگذارید. پس از آن نیز زنبور ها کوچکترین علاقه ای به کاغذ فرمز نشان نمی دهند ولی برعکس همه باهم روی کاغذ آبی جمع می شوند. زنبورهایی هم که درحال پرواز سر می رسند مستقیما روی کاغذ آبی فرود می آیند باوجود ی که روی آن نه عسلی وجود دارد و نه چیز دیگر ی که آن هارا بخود جلب نماید. پس زنبورهااین موضوع رابخاطر نقش بسته بودند که عسل فقط روی کاغذ آبی وجود دارد وتنها آن جا باید جستجو شوند نه روی کاغذ قرمز. ازآزمایش بالا نتیجه گرفته می شود که زنبور عسل می تواند رنگ هارا ببیند ومثل ما اجسام رنگی و همچنین رنگ هارا به رنگ طبیعی خودشان تشخیص دهد. اما تفاوت هایی هم در دید زنبور عسل باما وجود دارد از جمله این که زنبوز عسل قادر به تشخیص رنگ قرمز نبوده ودر مقابل آن کور است. از طرف دیگر چشم های زنبور عسل از نقطه نظر رنگ ویا رنگ های ماوراء بنفش قویتر وکامل تر از چشم های ما هستند در حالی که ما نمی توانیم رنگ ماوراء بنفش را ببینیم چشم های زنبور عسل آن را به بهترین وجه جذب نموده و می بیند.

قدرت جهت یابی زنبور عسل:

درهرزنبورستان تعداد زیادی کندوکناریک دیگر قراردارند که معمولا همه شان شبیه یک دیگرند. از هر کندو هزارها کارگر ازراه سوراخ پرواز بیرون آمده و مرتب مثل تیر به سمت منابع شهد وگرده گل پرواز می کنند. آن هائیکه شهد یاگرده گل جمع نموده اند نیزبدون کوچک ترین اشتباه مستقیما به داخل کندویشان برمی گردند (البته نه به طور کامل ) یکی از زنبور هایی را که هنگام بازگشت تازه روی تخته پرواز کندویش فرود آمده رابگیریم وپشتش را بارنگ علامت گذاری نموده داخل قفسه کوچکی حبس نمائیم قفسه رابرداشته باخود به یک کیلو متری زنبورستان ببریم، کنار کندوئی که زنبوررا آن جا گرفته بودیم کسی رابرای کنترل مامور کنیم آن گاه زنبور محبوس رارهانمائیم خواهیم دید که به زودی مامور کنترل به ما اطلاع خواهد داد که زنبور علامت گذاری شده فقط چند دقیقه پس از رهایی به همان کندو بازگشته است. دلیلش چیست ؟ هرگاه زنبور جوانی راکه درداخل کندومشغول پرستاری است وهنوز حتیربرای اولین بار از کندویش بیرون نرفته بگیریم ودرفاصله بسیارکم مثلادر۵۰متری کندو آزادش کنیم قادر نخواهد بود به کندویش برگردد .چون طبق روال کار وی می بایست قبلا به خارج پرواز نموده ومحیط اطراف کندویش را شناخته وراه رفت وبازگشت را دقیقا یاد گرفته باشد تابتواند به کندوی خودش برگردد این پرواز که به نام پروز جهت یابی معروف است برای اولین بار معمولادردهمین روز زندگیش انجام می گیرد وحداکثر۶دقیقه طول می کشد زنبور جوان دراین پرواز روی گلی نمی نشیند چون هدفش حمل شهد یاگرده نیست .بلکه می خواهد تنها وضع کندو ومحیط اطرافش را بشناسد. زنبور حیوانی فرز وسریع است هرکیلومتررادر۲دقیقه پروازمیکند وهنگام پرواز جهت یابی بسیار دقیق بوده و به همه جا وهمه چیز توجه می نماید. حال اگر عده ای از آن هارا بعد ازاولین پرواز جهت یابی گرفته ودرفاصله جندصدمتری ازکندورهاکنیم تعدادنسبتازیادی به کندوهایشان برمی گردند بنابراین نتیجه می گیریم که وضع به این طریق نیست که زنبور به محض تولد راه رفت وبرگشت به کندویش رابطورارثی داشته باشد بلکه آنراتنها به کمک تمرین های مداوم ومکرریادمی گیرد.

قطب نمای زنبور عسل:

این موضوع به قصه وحکایت بیشتر شباهت دارد اگر بگوئیم که زنبور عسل قادر است از خورشید باوجود تغیرات دائمی وضعش نسبت به ماه وکره زمین ، به عنوان یک قطب نمای مطمئن استفاده می کند .باوجود براین موضوع واقعا حقیقت دارد .او در این کار هم تغیرات خورشید وهم ساعات مختلف روز را در نظر می گیرد. زنبور عسل دارای حسی است بنام حس زمان شناسی .کندویی پراز زنبوررا درنقطه ای قرار داده وبه فاصله ۲۰۰متری درغرب آن ظرفی پر از شربت می گذاریم پشت ۲تا۳دوجین اززنبورهایی که به  محل این شربت می آیند رارنگ کنیم .داخل شربت مقداری عطر خاص می ریزیم تا معطر گردد مدتی به این کار ادامه می دهیم .یکی از روزهاصبح خیلی زود سوراخ پرواز کندو رابسته وآن را به چندین کیلومتر دورتربرده ودرآن جاقرار می دهیم، وضع وم نظره محل جدید هیچ شباهتی با محل قبلی ندارد . درفاصله ۲۰۰متری کندو درهرطرف یعنی شرق ،غرب وشمال وجنوبش مقداری از همان شربت سابق را می گذاریم .به ۴ نقطه مزبور چهارنفر مامور برای کنترل می فرستیم تازنبور های رنگ شده را به محض رسیدن بگیرند .چون محل کندو عوض شده زنبور نمی توانست از آن چه قبلا درخاطره اش ازعلامات و نشانه هایی که برای پیدا کردن راه ظرف غذا وجودداشت استفاده کند .برای این که طرز قرارگرفتن خودکندوهم به زنبورها نتواند کمکی بنماید ،سوراخ پروازش را که قبلا سمت مشرق بود برگردانده وبه سمت جنوب می گذاریم .پس از مدتی می بینیم که اولین زنبور هایی که پشت آن ها رنگ شده بود درکنار ظرف شربتی که درمغرب کندو قرار داشت ظاهر شدند .تعداد زنبور های رنگ شده کمکم درغرب بیشتر می شود وپس از مدتی اکثریت قاطع زنبور ها در غرب کندو حاضر می شوند وتنها تعداد کمی از  آن ها دچار اشتباه شده به سه جهت دیگر می روند واین آزمایش به طور قاطع نشان می دهد که زنبورها برای پیدا کردن محل شربت اززوجود خورشید استفاده نموده اند (با توجه به این که آزمایش های متعدد دیگری درتائید این نظریه انجام شده است.)

چگونه زنبور ها بایکدیگر حرف می زنند:

اگر اولین زنبوری را که شهد قرارداده شده دراطراف کندورامصرف میکند راازطریق رنگ کردن پشتش کنترل کنیم ودر یک کندوی آزمایشی که همه اوضاع داخلیش رااز بیرون بتوان به آسانی دید تابتوانیم رفتارش را با چشم تعقیب نمائیم .این زنبور پس ازبازگشت به داخل کندویش روی شان ها به سمت بالا حرکت می کند .دروسط یکی از شان ها توقف نموده وعسلی راکه جمع کرده بود ازداخل کیسه عسلی خود بیرون می آورد که به صورت قطره ای شفاف دیده می شود .فورا دویاسه زنبور دیگر خرطوم شان را به سمت وی دراز کرده وعسل را می مکند پس آن را درداخل کندو به صورت های مختلف به مصرف می رسانند .بنا بر احتیاج ممکن است آن را بین همکاران گرسنه شان تقسبم کنند ویادر سلول های مومی شان ذخیره نمایند  .زنبور شهدآور پس از تخلیه بارش رقص دایره ای راشروع می کند ،به سرعت وبا قدم های سریع درهمان نقطه ای که هست دریک دایره تنگ راه می رود ومرتب سمت دایره را عوض می کند .بطوری که یک بار به سمت راست وبار دیگر به سمت چپ می رود .ودائما سمت راه رفتنش را تغیر می دهد وبدین طریق یک یادودایره ترسیم می نماید .این رقص رامعمولا در شلوغ ترین نقطه کندو انجام می دهد .تاتعدادبیشتری اززنبورها متوجه موضوع گردند .نزدیک ترین زنبور ها به زنبور رقاص دنبالش می روند درحالی که شاخک هایشان را به سمت جلو می چرخانند سعی دارند که به قسمت عقبی بدن زنبور رقاص در تماس مستقیم باشند .آن ها هم عین زنبور رقاص وی را روی همان مسیر ودایره ها تعقیب می کنند .مدت این چرخش می تواند چند ثانیه یا نیم دقیقه ویا یک دقیقه باشد .آنگاه زنبور رقاص رقصش راقطع وخودرااززنبورهای دنبال کننده جدامی سازد تادریک نقطه دوم وبعدش نقطه سوم وغیره…..کمی عسل از عسل دانش بیرون آورده وبین کارگران تقسیم کند و دنبالش فورا به رقص دایره ای بپردازد .پس از آن ناگاه به سمت سوراخ پرواز واز آن جا نیز به طرف محلی که عسل رادر آن جا کشف کرده بود پرواز می کند تابازعسلدانش راباعسل پر نموده وبه کندو برگردد وهمان وضع با همان رقص راتکرار نماید .این رقص هادرتاریکی داخلی کندو انجام می گیرد .بنابراین هم جنس هایش اورا در حال رقصیدن نمی توانند ببینند .اگر حرکاتش را می فهمندودر تمام پیچ وواپیچ های رقص تعقیبش می نمایند ،دلیلش این است که فقط از حس لامسه وبویائیشان استفاده نموده وبه کمک آن ها راهنمایی می شوند .والبته سایر زنبور ها نیز به دنبال این زنبور حرکت کرده طولی نمی کشد که خود را به محل عسل یاشربت می رسانند بدین طریق رابطه بین رقص وعسل وزنبور ها غیر قابل انکار است .همچنین زنبور ها توسط رقص نیم دایره ای نیز فاصله کندو تا محل شهد را تعین می کنند وهمین طور باز هم توسط رقص نیم دایره ای سمت شهد یاگل هارا به یک دیگر نشان می دهند.

باآرزوی استفاده بهینه ازاین مطلب و آرزوی سرافرازی برای شما و

فریبرز فیروزی جهانتیغ

بدست |۱۳۹۷-۵-۶ ۱۷:۳۵:۲۴ +۰۴:۳۰آذر ۸ام, ۱۳۹۶|زنبور درمانی, زنبور عسل|بدون ديدگاه

درباره نویسنده:

ثبت ديدگاه